سراسر وب

ارتباط مصرف داروهای بیش فعالی و بروز حمله قلبی در کودکان

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی بیماران کره جنوبی، کودکان و نوجوانانی که داروی بیش فعالی با نام تجاری ریتالین را مصرف می کردند، در طول دو ماه اول مصرف با افزایش ۶۱ درصدی ریسک ابتلا به آریتمی قلب روبرو شدند. اما به گفته نیکول پرات، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه استرالیای جنوبی، اکثر بچه های تحت درمان مشکلات قلبی را تجربه نکردند. پرات در ادامه عنوان می کند: «در میانگین تعداد کودکان، ریسک بروز مشکلات جدی قلبی-عروقی بی نهایت کوچک بود (سه نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال) و هرگونه افزایش ریسک ناشی از مصرف این دارو همچنان اندک است.» اما به گفته وی، با وجود این یافته ها پزشکان باید به هنگام تجویز این دارو دقت داشته باشند. طبق یافته این مطالعه، کودکان دارای مشکلات مادرزادی قلبی سه برابر سایر کودکان تحت تاثیر این داروها در زمینه افزایش مشکلات ضربان قلب بودند. به گفته پرات، کودکان تحت درمان دارویی باید از لحاظ فشار خون و ضربان قلب تحت نظر باشند تا ریسک احتمالی این مشکل کاهش یابد. ارتباط مصرف داروهای بیش فعالی و بروز حمله قلبی در کودکان

تاثیر رنگ نور بر سرعت به خواب رفتن

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
به گزارش مهر، محققان دانشگاه آکسفورد به سرپرستی دکتر استوارت پیرسون، موش ها را در مقابل سه رنگ متفاوت نور شامل بنفش، آبی و سبز قرار دادند. دکتر پیرسون در این مورد می گوید: «زمانیکه ما موش ها را در طول شب در مقابل نور قرار دادیم، موجب شد که آنها به خواب روند. همزمان سطح کورتیکوسترون، هورمون استرس تولیدشده از طریق غده فوق کلیوی که موجب انگیختگی-بیداری می شود، نیز افزایش یافت.» براساس داده های موجود در مورد نقش ملانوسپین (رنگدانه پروتئین شبکیه ای حساس به نور) در خواب، آنها انتظار داشتند که رنگ آبی با بالاترین سرعت موجب القاء خواب شود، چراکه طول موج نور آبی (۴۷۰ نانومتر) نزدیک ترین طول موج به اوج حساسیت رنگدانه (در حدود ۴۸۰ نانومتر) است. اما یافته ها نشان داد رنگ سبز به سرعت موجب ایجاد حالت خواب می شود (بین یک تا ۳ دقیقه). رنگ های آبی و بنفش موجب تاخیر در آغاز خواب می شوند. شروع زمان خواب برای رنگ آبی بین ۱۶ تا ۱۹ دقیقه و برای رنگ بنفش بین ۵ تا ۱۰ دقیقه است. همین آزمایش را محققان بر روی موش های فاقد رنگدانه ملانوسپین نیز انجام دادند. نتیجه بر روی آنها معکوس بود. در این موش ها رنگ آبی به سرعت موجب شروع خواب شد و بعد از آن رنگ های سبز و بنفش.

دليل گرایش دختران جوان به آرایش چیست؟

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی، بانوان بالای ۵۰ سال، صرفا برای رفع عیوب سالمندی آرایش می کنند و معمولا دختران و زنان جوان تا ۴۰ سالگی از لوازم آرایشی استفاده نمی کنند یا اگر به جهاتی قصد این کار را داشته باشند، به صورت بسیار ساده و کمرنگ این کار را انجام می دهند،چرا که بر این اعتقاد هستند که دختران جوان دارای زیبایی و طراوت هستند و نیازی به استفاده از  لوازم آرایشی ندارند این در حالی است که در کشور ما،نه تنها دختران و زنان جوان بیش از بانوان کهنسال آرایش می کنند بلکه خود را ملزم به استفاده از انواع و اقسام اسباب آرایشی و زینتی چون  موی مصنوعی، مژه مصنوعی یا نگین ها و فلزات مورد استفاده در دندان ها و چهره و… نیز می بینند. اگر چه در طول تاریخ همواره بحث هایی در مورد نحوه و چگونگی آرایش کردن زنان وجود داشته، اما هرگز به این شدت امروزی و با این ولع جمعی همراه نبوده است، از سوی دیگر، کاهش سن آرایش در دختران جوان و بررسی دلایل و چرایی این استقبال مساله ای دیگر در این حیطه است که توجه به ان نیز، بسیار حایز اهمیت است.   آرایش دغدغه روزمره زنانه، دخترانه   تغییر سبک های زندگی، الگوهای فرهنگی وتاثیر آن بر تصویر بدنی و همچنین قرار گرفتن بدن به عنوان بخش مهمی از بازتابندگی اجتماعی در دنیای امروز که معمولا نیز ارتباط تنگاتنگی با زندگی، میزان قدرت و مشارکت و هویت زنانه دارد باعث شده است بسیاری از دختران و بانوان جوان نسبت به آرایش و استفاده از لوازم آرایشی دیدگاه متفاوت تری از قبل داشته باشند. نوع فعالیت، مکان فعالیت، آشنا یا غریب بودن فضا و گروه ، پایدار یا ناپایدار بودن گروه، جنس مخاطب از جمله عواملی هستند که در تصمیم گیری و انتخاب چگونگی ، میزان و نحوه آرایش زنان نقش بسیار بسزایی دارند؛ مثلا بسیاری از زنان ترجیح می دهند در یک فضای آشناحتما آرایشی بر چهره داشته باشند اگر چه  برخی به هنگام حضور در فضای ناآشنا و یا معاشرت با غریبه هایی که  احتمال تداوم رابطه می رود نیز متمایل هستند آرایش داشته باشند. از سوی دیگر، تصمیم گیری در مورد رنگ های آرایشی از دیگر تصمیمات روزمره زنان است، معمولا زنان در استفاده از رنگ های آرایشی به تعابیر و تفاسیر مختلفی متوسل می شوند، به طور مثال عده ای از زنان معتقدند رنگ آرایش دارای معانی اجتماعی بوده و با شخصیت فرد بسیار مرتبط است بنابراین ترجیح می دهند از رنگ هایی استفاده کنند که قضاوت های مثبت دیگران را برانگیخته کند یا حداقل باعث قضاوت منفی شان نشود و شاید دقیقا به همین دلیل نیز رنگ رژ لب نقره ای را نشان از شیک و متشخص بودن و رنگ رژلب  قرمز را نشان از جلف بودن مصرف کننده آن می دانند، اگر چه برخی دیگر از زنان، نظری متفاوت از گروه قبل دارند و معتقدند امروزه رنگ ها دیگر معانی سابق را ندارند و هرگز نمی توان کسی را با توجه به رنگ آرایشش مورد قضاوت قرار داد. معمولا زنان امروزی در تعبیری متفاوت از دیروز، فقط به دنبال دریافتن هدف استفاده کننده از آرایش و انتخاب ایشان از رنگ های آرایشی هستند کسب زیبایی، برجسته سازی زیبایی و یا پنهان کردن نقص های چهره، کسب جوانی و نشاط، متمایز شدن از سایرین، هماهنگی با رنگ لباس، ویژگی های ظاهری از مهمترین اهداف است چه بسا بانویی می گوید:" چون رنگ پوستم تیره است برای روشن تر شدن آن، از رنگ های روشن استفاده می کنم" و یا دیگری می گوید:" چون صورت گردی دارم هرگز از رنگ صورتی استفاده نمی کنم چرا که صورتم را چاق‌تر نشان می‌دهد".   معنایی حقیقی آرایش کردن برای زنان هدف زنان در استفاده از آرایش به شدت بر تعریف شان از آرایش تاثیر گذار است، بنابراین از دیدگاه زنانی که با مساله آرایش درگیر هستند، آرایش کردن معانی متفاوتی دارد، معمولا زنان آرایش را به معنی زیبایی، بهداشت و پاکیزگی و آراستگی، وسیله ای برای ایجاد تنوع و لذت، تغییر دهنده وضعیت روحی، جلب توجه ، کسب اعتماد به نفس تعریف می کنند. به عنوان مثال کسی که به دنبال زیبایی است، ارایش را وسیله ای زیبا کننده ای تعریف می کند که باعث نمود بیشتر زیبایی و ایجاد تنوع در زیبایی می شود.        چرا زنان جوان آرایش می‌کنند؟   بنابر نظر روان شناسان در بررسی دلایل آرایش کردن زنان توجه به سه بعد اجتماعی، فردی و روان‌شناختی حایز اهمیت است:   دلایل اجتماعی:   افزایش سرمایه اجتماعی، کسب فرصت های اجتماعی، اجبار و همنوایی گروهی و تبدیل شدن آرایش به جزیی از هنجار اجتماعی و سبک زندگی از جمله دلایل اجتماعی گرایش به آرایش در زنان است.  عده ای از زنان با آرایش کردن به دنبال افزایش گستره ارتباطی خویش هستند و حتی آن را بهترین مولفه برای برقراری ارتباط بهتر و موثر با دیگران قلمداد می کنند چه بسا برای بهره مندی از مزایایی مادی و معنوی موجود در ارتباطات امروزی و حضور و تدام حضورشان در شبکه روابط مجبورند به سلاح آرایش متوسل شوند.  کسب پذیرش اجتماعی یا به اصطلاح عامیانه «تحویل گرفته شدن»  در سطح عام جامعه و یا کسب پذیرش  در سطح «دیگرانِ مهم»  از دیگر دلایل گرایش زنان و دختران جوان به آرایش است.  مثلا سارا که به دنبال پذیرش اجتماعی در سطح عام است،می گوید:" اگر به هنگام بیرون رفتن و خرید آرایش کنم، فروشنده ها خوش رفتاری می کنند و سریعتر کارم را راه می اندازند، در حالی که آگر آرایش به چهره نداشته باشم چنین اتفاقی نمی افتد"، در حالی که منیره می گوید:" من معمولا همیشه بدون آرایش هستم  اما وقتی دانشگاه می روم حتما آرایش به چهره دارم چون بیشتر مورد تایید قرار می گیرم" ، معمولا افرادی مثل منیره، برای مطابق بودن با خواسته های فرد یا گروه مورد علاقه شان و یا جلب تایید و یا پذیرش آنان تن به آرایش می دهند.   اگر چه عده ای دیگر از زنان به منظور افزایش نفوذ اجتماعی آرایش می کنند، این گروه اعتقاد راسخی به همنوایی اجتماعی دارند و معتقدند «گر خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو» یا «اگر رفتی شهر کورها، تو هم دستت را بگذار روی یک چشمت». همنوایی به صورت اجباری یا اختیاری است چه بسا عده ای برای فرار از تحقیر و تمسخر دیگران و عده‌ای برای کسب تأیید گروهی، به آرایش کردن مطابق با جماعت روی می‌آورند. همنوا شدن با ایده آل های رسانه ای وجهی دیگر از این قضییه است، رسانه ها با نشان دادن زنان زیبا و آرایش کرده، زنان را مشتاق به همانندسازی با چهره ها و ستاره ها می کنند.    همچنین، برخی با آرایش کردن خواهان انطباق با ذایقه جنس مخالف و برقراری ارتباط با آنان هستند، چرا که  نه تنها معتقدند مردان دوست دارند با زنان زیبارو صحبت کنند و از معاشرت با آنان لذت ببرند، بلکه به یقین پذیرفته اند اگر زیبا و آرایش کرده باشند می توانند صفات خوبی چون باسواد بودن، باکلاس بودن، باهوش بودن، اجتماعی بودن و … که در کیفیت روابط آنها مؤثر است را نیز به ذهن مخاطبانشان متبادر کنند.   دلایل فردی:   برخی از زنان آرایش کردن را به عنوان شیوه و سبکی خاص از زندگی یا حتی بخشی از زندگی می دانند، اینان معتقدند آرایش کردن بخشی از فعالیت های بهداشتی و جزیی از مدیریت بدن است که باعث می شود پاکیزگی بیشتر به چشم می آید و فرد خود را نیز مرتب تر و تمیزتر احساس کند، معمولا این افراد آرایش کردن را امری عمومیت یافته و عادی قلمداد می کنند که اگر کسی آن را انجام ندهد نابهنجار و غیر عادی است. اگر چه عده ای دیگر از زنان آرایش کردن را جزیی از سبک زندگی زنانه می دانند و قصد دارند با آرایش کردن، جنسیت خود را بیشتر نمایان سازند.   اگر چه برخی دیگر، نه تنها آرایش کردن یا نکردن را حق مسلم هر زنی می دانند که با توسل بر آن می توان به دنبال تغییر، نقش آفرینی و خلاقیت بود بلکه بر فردیت بخشی بدن تاکید دارند و بدن را عرصه ای خصوصی و میدان اعمال قدرت فردی زنان می دانند چه بسا معتقدند نپذیرفتن توانمندی های زنان در جامعه و توجه نکردن به شکوفایی استعداهای آنان در عرصه عمومی دلیلی براحساس ناتوانی زنان برای اعمال قدرت در عرصه اجتماعی است که بر این اساس، آنان تلاش می کنند به عنوان یک جبران کننده اجتماعی در عرصه خصوصی یعنی بدن خویش، اعمال قدرت نمایند و چه بسا آرایش کردن بهترین ابزار این امر است. برنده شدن در مسابقه انتخاب و تلاش در جهت افزایش شانس در کسب فرصت های اجتماعی چون ازدواج، اشتغال و کسب موفقیت از دیگر دلایل فردی آرایش کردن دختران است چه بسا آنان سعی می کنند به تعبیر خودشان با آرایش کردن شانس کسب آن موفقیت ها را بالا ببرند. بعضی از دختران به این دلیل آرایش می کنند که می خواهند هویت فردی جدید و یا آرمانی مطلوبی از خود بسازند. معمولا اینان با آرایش کردن و ظاهرسازی در جهت ارائه شخصیتی مطلوب و القای تصورات مثبت و ارزشمندی چون تعلق داشتن به طبقه اجتماعی بالا، داشتن خانواده روشن‌فکر و … تلاش می کنند، این افراد احساس می کنند با زیباسازی خویش می توانند قسمتی از خود آرمانی مورد نظرشان را تحقق ببخشند.  اگر چه عده ای دیگر از زنان برای پنهان کردن خود و یا نفی خویش دست به آرایش می زنند، معمولا اینان به دنبال ساختن هویت جدید مهم نیستند بلکه بیشتر برای کتمان خویش و هویت خود، حتی ویژگی های جسمی و روحی شان در تقلا هستند. آنها آرایش را به مانند نقابی می دانند که بر چهره و هویت شان می زنند تا خود واقعی را از دید سایرین مخفی نگه دارند.      دلایل روان شناختی: عقده خود زشت انگاری، ترس از تمسخر دیگران جبران کمبودهای عاطفی- احساسی ، کسب اعتماد به نفس، جلب توجه دیگران، احساس متفاوت بودن، افزایش رضایت مندی،  اجتماعی تر شدن، جسارت صحبت کردن، قدرت یافتن برای اعتراض و اظهار نظر، بالا رفتن رضایت از بدن و داشتن تصویر بدنی مثبت، لذت‌جویی، تنوع‌طلبی و برتری‌جویی، رفع خستگی، احساس آرامش و جوانی داشتن، دریافت انرژی مثبت و همچنین نگرانی از عقب ماندن از قافله آرایش کرده ها از جمله دلایل روانی آرایش کردن دختران و زنان جوان است. – منبع: سلامت آنلاین     دليل گرایش دختران جوان به آرایش چیست؟

اگر این علائم را دارید به احتمال زیاد یک ماه دیگر سکته می کنید!

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
حمله قلبی به علت انسداد رگ‌های خونی رخ می‌دهد. بسته شدن رگ‌های خونی باعث نرسیدن اکسیژن کافی به عضله قلب و از بین رفتن سلول‌های آن می‌شود.  عوامل مختلفی باعث بروز ایست قلبی می‌شوند که از جمله آن‌ها می‌توان به کلسترول بالای خون، مصرف دخانیات، اضافه وزن و عمدتاً سبک‌های غلط زندگی اشاره کرد.   متخصصان موفق شده‌اند علائمی را شناسایی کنند که با آن‌ها می‌توان از چند هفته قبل ایست قلبی را پیش‌بینی کرد.   این علائم ظاهری عبارتند از: ۱٫درد قفسه سینه ۲٫کمردرد ۳٫احساس درد در دست چپ ۴٫درد در ناحیه فک ۵٫احساس خستگی شدید   آشنایی با نشانه‌های اولیه ایست قلبی باعث می‌شود یک مرحله از آن جلوتر باشید. در صورت مشاهده علائم بالا حتماً به دکتر مراجعه کنید.   منبع:forhealthylifestyle   اگر این علائم را دارید به احتمال زیاد یک ماه دیگر سکته می کنید!

خدمات پرستاری به نام پزشکان ثبت می شود

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
به گزارش مهر به نقل از نظام پرستاری، دکتر علی محمد آدابی در نامه ای به دکتر اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری، مشکلات پرستاری و چالش های پیش رو با وزارت بهداشت را مورد بحث و بررسی قرار داد. احتراما به استحضارعالی می رساند نامه اخیر ریاست محترم جمهور خطاب به جنابعالی در خصوص بررسی فیش های حقوق و پاداش های چند میلیونی مدیران متخلف و دستور قاطع عزل آنها ، نوری از امید را در دل شیفتگان عدالت در جامعه روشن نمود.  لذا در این اوضاع حساس بنا به مسؤلیت مدافع اجتماعی و به نمایندگی از قشر کثیر پرستاری ناگزیر از ارسال نامه در این خصوص به جنابعالی و مسئولین محترم ارشد نظام و بیان مطالب خود هستیم چراکه  تاکنون درخواست های مکرر سازمان نظام پرستاری به وزارت بهداشت جهت پیگیری مطالبات پرستاری و برقراری عدالت در توزیع منابع، با بن بست روبرو بوده و بدون پاسخ مانده است. شاید اختلاف طبقاتی ایجاد شده اخیر باعث شده باشد که مسئولین وزارت با ایجاد نوعی نگاه ارباب رعیتی، گوش شنوایی برای شنیدن نظرات کارشناسان منتخب جامعه شریف پرستاری نداشته باشند. جناب آقای جهانگیری همانگونه که خود نیز مستحضرید تعادل شرط لازم برای همزیستی مسالمت آمیز در جوامع بشری و اعتدال شعار کابینه دکتر روحانی است و به عنوان یکی از لوازم برقراری آن ،  حداکثر تفاوت دریافتی در سازمان ها و جامعه ، نباید بیش از ۷ برابر باشد و پر واضح است چنانچه تعادل در جامعه ای برقرار باشد ، همه آحاد جامعه ازگذران زندگی و شغل و درآمد خود احساس رضایت  خاطر دارند و اینچنین است که در جوامع پیشرفته، کسی به شغل و درآمد دیگری حسرت و حتی غبطه نمی خورد و هرکس از ارائه خدمتی که به جامعه می کند ، احساس رضایت دارد . لیکن در کشور ما با این سطح فاحش اختلاف درآمد بین پزشکان متخصص و مردم بویژه بعد از اجرای طرح "تحول نظام سلامت " نیز وضعیت چنین است؟! در دنیا تفاوت درآمد پزشکان متخصص با میانگین آحاد جامعه بین ۵/۲ برابر در آلمان وحداکثر ۶ برابر در استرالیا ، آن هم با آن سطح بالای کیفیت پزشکی متغیر می باشد این در حالی است که در ایران با این سطح کیفی خدمات پزشکی که  گاها پای چپ را به جای پای راست عمل می کنند  ،حسب گزارشات رسمی بین المللی درآمد پزشکان متخصص و فوق تخصص قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت بیش از ۳۵ برابرمیانگین آحاد جامعه  و بعد از اجرای طرح تحول و افزایش نجومی و ۳۰۰ درصدی تعرفه پزشکی، این میزان تا ۱۰۰ برابر رسیده است! شاید بتوان گفت تمام کشورهای عضواتحادیه اروپا با این اصل مهم اقتصادی موسوم به بهینگی پاراتو اداره می شود که " هیچ چیزی را نمی توان به جایی اضافه کرد یا به کسی بخشید مگر اینکه به همان میزان از جایی و از کس دیگری کسر گردیده باشد" . منابع چند ده هزار میلیاردی طرح تحول از محل افزایش مالیات بر ارزش افزوده و تحمیل آن بر مردم و ازمحل هدفمندی یارانه ها ، به قولی از جیب کسانی که استحقاق دریافت آن را نداشته اند کسر و به یکباره سرازیر جیب کسانی گردیده است که مطلقا استحقاق دریافت یارانه را نداشته اند. تجمع این ثروت عظیم در دست عده ای که بنا به ادعای خود با سرکشی و معاینه مسؤلین عالیرتبه نظام ، دارای نفوذ گسترده در بین آنان می باشند ، بیم آن را ایجاد می کند که در کنار در اختیار داشتن ثروت متعلق به مردم ، با در اختیار گرفتن کانون های قدرت و تصمیم گیری به نحوی فزاینده و غیرمنطقی بر تمام نظام های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور از قبیل مجلس، دولت و نهادهای نظارتی ، سلطه و استیلا پیدا کنند و با اشاعه لیبرالیسم عملا توده های ملت را به سمت برده داری سوق داده و به استثمار بکشند. ۹ سال  کارشکنی و ممانعت عامدانه طبقه پزشکسالار از اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری توأم با تهدید، تخریب، تبعید و کسر حقوق و مزایا و اخیرا شکایت غیر موجه از فعالین صنفی و شکایت از خبرگزاری های نستوه و مستقل به بهانه افشای دریافتی های چند ده میلیونی و بالای صد میلیونی پزشکان متخصص و فوق تخصص، طلیعه نامیمون ظهور و بروز این تفکر مسموم در جامعه اسلامی است. در صورتی که اجرای به موقع قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری می توانست با جلوگیری از ایجاد فاصله طبقاتی بین پزشکان و غیر پزشکان، گام مؤثری در جهت تحقق عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت در جامعه باشد. لذا در آستانه دهمین سالگرد تصویب  قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری توسط مجلس شورای اسلامی  و ابلاغ آن به دولت جهت طی مراحل اجرایی، اجرای هرچه سریعتر آن را با ورود جنابعالی به مسأله و عنایت ویژه شخص ریاست محترم جمهور محبوب و مردمی در این خصوص ، انتظار داریم. لازم به ذکر است هم اکنون بیش از ۲۰۰ مورد از خدمات پرستاری به نام پزشکان و با تعرفه چند برابر ثبت می شود و در صورت اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، علاوه بر این که حق به حق دار می رسد، بار مالی زیادی از دوش دولت، ملت و بیمه ها که در حال ورشکستگی هستند برداشته خواهد شد. علاوه بر این با اصلاح نظام مالیاتی و تعدیل کارانه های چند ده میلیونی و بالای صد میلیونی پزشکان متخصص و فوق تخصص که اخیرا قائم مقام وزارت نیز وجود آن را تأیید کرد، می توان به رونق تولید و اشتغال در کشور کمک نمود. به جرأت می توان گفت با اصلاح هر مورد از کارانه های چند صد میلیونی پزشکان مزبور می توان برای چند صد جوان بیکار اشتغال ایجاد کرد .  معاون اول محترم رئیس جمهور توجه به اعتراضات مدنی منطقی  توسط مردم و نهادهای غیردولتی ، باعث ایجاد نشاط اجتماعی و مانع از بروز بی عدالتی و عدم توجه به آن، دلیل بر بیمارگونه بودن فضای سیاسی اجتماعی جامعه است چراکه در غیر اینصورت با افزایش ارتباطات و ایجاد لابی های گسترده عده ای در ارکان حکومت، با ترغیب اشرافی گری، عملا به اهداف و آرمان های انقلاب پشت کرده می شود و وضعیتی که ما هم اکنون در نظام بهداشت و درمان کشور شاهد هستیم نمونه بارز این مدعا است. وزارت بهداشت کنونی با سلطه بی حد و مرز پزشکان بر پست های کلیدی و مدیریتی مجالی برای استفاده از نظر اندیشمندان حوزه مدیریت، بهداشت و اقتصاد سلامت در جهت تأمین سلامت و آرامش روانی جامعه باقی نگذاشته است. به طوریکه انجام بیش از ۹۰۰ میلیون واحد خدمتی سرپایی و بستری طی طرح تحول از مفاخر ایشان است ! . در واقع باید گفت رویکرد غالب این عده توأم با ایجاد تقاضای القایی ، جامعه را بیمار می خواهد و نه سالم و با نشاط و شاداب . این در حالی است که حسب مطالعه انجام شده در ۴۴ کشور مطرح و پیشرفته دنیا ، وزیر بهداشت بیش از ۴۰ کشور ،غیرپزشک هستند و در چند کشور باقیمانده نیز نه تنها شاغل در بخش خصوصی نیستند بلکه تا ۵ سال بعد از مسؤلیت نیز اجازه کار در بخش خصوصی را ندارند . وقتی این موارد را با وضع کشورمان مقایسه می کنیم بیشتر متوجه عمق فاجعه می شویم !. پزشکان هرچند هم مجرب و در رشته خود سرآمد باشند ، صلاحیت مدیریت منابع عظیم مربوط به بخش سلامت  و جامعه را ندارند چراکه وقتی ارائه دهنده خدمت در تعیین نوع و نرخ خدمات درمانی مختار می گردد ، تمام تلاش خود را برای افزایش حاشیه سود خود به کار می بندد و ولع پزشکان برای تغییر ترکیب شورایعالی بیمه و تجمیع و در اختیار گرفتن صندوق بین النسلی کارگران تأمین اجتماعی خود دلیلی بر این ماجراست .لازم به ذکر است  پیش از اجرای طرح تحول فقط ۱۰ درصد منابع تأمین اجتماعی صرف پرداخت به پزشکان می گردید و بعد از اجرای طرح تحول بیش از ۳۰ درصد منابع تأمین اجتماعی صرف پرداخت به پزشکان می گردد که در صورت تجمیع بیمه ها و به تاراج رفتن منابع بیمه به طور قطع همین حداقل پرداخت بازنشستگی کارگران کشور نیز با مشکل روبرو خواهد شد که تبعات آن در جامعه غیر قابل وصف خواهد بود . جناب آقای جهانگیری دریافتی پزشکان متخصص و فوق تخصص در ایران با هیچ منطق و ایسم اقتصادی سازگار نیست و لذا هرچه سریع تر بایستی با دعوت از اساتید اقتصاد و کارشناسان اهل فن،  راهکاری  برای آن اندیشیده شود به طوری که با محاسبات آماری دقیق یا باید درآمد پزشکان در سطح کنونی فریز شود و درآمد آحاد جامعه افزایش یابد و یا درآمد پزشکان متخصص و فوق تخصص به کمتر از یک دهم وضع کنونی کاهش یابد تا عدالت در جامعه اسلامی برقرار گردد. لازم به ذکر است در حال حاضر فضای درمانی کشور، بهشت متخصصین دنیا نامگذاری شده است لیکن به چه قیمتی؟! . سازمان نظام پرستاری کشور حسب اوامرعالی، با در اختیار داشتن عالی ترین کارشناسان درمانی و مدیریت در حیطه بهداشت و درمان ، آمادگی خود را برای ارائه مستندات چند ده میلیونی و بعضا بالای صد میلیونی پزشکان متخصص و فوق تخصص و همکاری و ارائه نظرات کارشناسی به دولت، مجلس شورای اسلامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، برای حل این مشکل پیچیده و برون رفت از این معضل اجتماعی، اعلام می دارد و همواره با حفظ روحیه انقلابی و ولایتمدارانه در مسیر تحقق آر مان های بلند و ملکوتی حضرت امام (ره ) در خدمت جنابعالی و مسؤلین عالیرتبه و ارشد نظام می باشد. توفیق جنابعالی و مسؤلین دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی را از درگاه ایزد متعال خواستارم.  خدمات پرستاری به نام پزشکان ثبت می شود

تشریح جزئیات آزمون فوق العاده زبان عمومی وزارت بهداشت

۲۵ خرداد ۱۳۹۵
دکتر محمد حسین پور کاظمی در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: باتوجه به درخواست­های متعدد داوطلبان آزمون دکترای تخصصی (Ph.D)، آزمون فوق العاده زبان عمومی MHLE )) پنج­شنبه ۲۴ تیرماه سال جاری برگزار می شود. وی در ادامه تصریح کرد: داوطلبان از۳۰ خرداد تا ۱۸ تیر ماه جاری فرصت دارند با مراجعه به سایتwww.sanjeshp.ir در آزمون زبان عمومی ثبت نام کنند. همچنین کارت ورود به جلسه این آزمون ۲۲ تیر ماه منتشر خواهد شد. رئیس مرکز سنجش آموزش پزشکی کشور در پایان گفت: پذیرفته شدگان آزمون زبان عمومی ۲۸ و ۲۹ تیر ماه می توانند نمره زبان انگلیسی خود را که به منظور تمدید ثبت نام و ویرایش فرم ثبت نام آزمون Ph.D در نظر گرفته شده است را وارد فرم درج شده در سایت کنند. تشریح جزئیات آزمون فوق العاده زبان عمومی وزارت بهداشت

عکسی دلخراش از نگهداری بیماران روانی

۲۴ خرداد ۱۳۹۵
این جوان ۱۸ ساله که دچار بیماری روانی بود را برای مدت زیادی در حالی که پاهایش را بطرز وحشتناکی ثابت بسته اند در سلولی گلی نگهداری می کردند و به وی برای درمان داروهایی مخصوص می دادند.-رییس این بیمارستان بومی که در نواحی دور افتاده بنگلادش واقع شده است مدعی بود از سال ۱۸۸۰ این سنت در این بیمارستان مرسوم بوده و با این روش بیش از ۱۰۰۰ نفر مریض روانی را درمان شده اند. -عکس بزرگتر این عکس در مسابقات متعدد عکاسی جوایز بیشماری را کسب کرد . نشر آن عکس العمل سازمان های حقوق بشری و پزشکی را به دنبال داشت. این عکس چنان تاثیر گذار بود که باعث شد نمایندگانی برای بازدید از این مرکز به آنجا فرستاده شوند. در آن مرکز چندین اتاق کاه گلی تاریک و سرد دیگر نیز وجود داشت که برای درمان این مریض های بینوا ساخته شده بود. منبع: پارسینه عکسی دلخراش از نگهداری بیماران روانی

آقای وزیر آیا سلامت روان مردم با حرف تضمین می‌شود؟

۲۴ خرداد ۱۳۹۵
فرارو- اینکه وزیر محترم چنین هشداری را می‌دهند که البته سالهاست روان شناسان و دیگر دست اندرکاران امر سلامت روان می‌دهند و جدی گرفته نمی‌شود، باید به فال نیک گرفت اما آیا سلامت روان با حرف تضمین می‌شود؟ به سه روایت مستند زیر توجه کنید: روایت اول زمان: شامگاه یکی از روزهای گرم بهاری و بعد از افطار مکان: داروخانه‌ای معتبر و البته دولتی در مرکز تهران به گزارش فرارو، نسبت به روزهای پر تردد این داروخانه می‌توان گفت اکنون زمان خلوتی را پشت سر می‌گذارد. بنابراین بیش از ده دقیقه کارم به طول نمی‌کشد. اما همین زمان هم کافی است که خشم دو مراجع را ببینم. مراجع اول زنی میانسال است که وقتی با مسئول پذیرش نسخه صحبت می‌کند ناگهان فریاد می‌کشد و مدعی بی ادبی او می‌شود. مسئول پذیرش جوان با خونسردی عصبی کننده‌ای که حکایت از بی تفاوتی محض او به مسئله زن میانسال دارد مدعی می‌شود که بی ادبی نکرده است. زن میانسال نسخه در دست داروخانه را ترک می‌کند در حالی که فریاد می‌کشد. دو دقیقه بعد زن جوانی از راه می‌رسد که در چهره اش عصبانیت به خوبی هویداست. به طرف یکی از گیشه ها می‌رود و با فریاد می‌خواهد که داروی گرفته شده توسط همسرش را پس بگیرند چون دارو اشتباه است و اگر پسر هشت ساله اش این دارو را مصرف می‌کرد معلوم نبود کارش به کجاها می‌کشید. مسئول جوان گیشه بازهم مثل مسئول قبلی با بی تفاوتی به خشم مراجع مدعی می‌شود که دارو اشتباه نیست و زن اشتباه می‌کند و اگر می‌خواهد داروی مطلوبش را بگیرد می‌تواند به داروخانه دیگری برود. زن نسخه را مرجوع می‌کند در حالی که شدت عصبانتیش از زمان ورودش بیشتر شده است. روایت دوم زمان: سحرگاه یکی از روزهای گرم بهاری مکان: مرکزی معتبر و دولتی در زمینه درمان اطفال در مرکز تهران نوزاد بیست و سه روزه ام از شب قبل بی قراری می‌کند و تنش کمی داغ شده و گریه اش امان نمی‌دهد. نگران تبش هستیم. ساعت سه نیمه شب به اورژانس یک مرکز معتبر در زمینه درمان اطفال که بر دیوارش بزرگ نوشته شده قطب علمی درمان اطفال کشور می‌رویم. به محض ورود به حیاط بیمارستان بویی مشمئزکننده مشام من و همسرم را آزار می‌دهد. در آن تاریکی نمی‌توان فهمید که این بو از کجا نشات می‌گیرد اما می‌توان فهمید که این بو برای فاضلاب است. نوزادمان بیقراری می‌کند و مجال فکر کردن در مورد این موضوع را به ما نمی‌دهد. وارد اورژانس می‌شویم. اینجا اول و قبل از تریاژ اورژانس باید پول به صندوق بپردازی. اینجا یک مرکز دولتی و دانشگاهی است. پول را می‌پردازیم و تریاژ انجام می‌گیرد. به یکی از اتاق های معاینه راهنمایی می‌شویم. حدود پانزده دقیقه منتظر می‌ایستیم تا نوبتمان می‌شود. دو دختر دانشجوی دستیاری پزشکی کودکان با هم وارد چالش اندروید و اپل شده اند. پنج دقیقه نظاره‌گرشان هستیم و انگار که ما در آن اتاق اصلا حضوری نداریم تا بالاخره چالش تمام می‌شود و یکی از دانشجوها سرش را بالا می‌کند و می‌گوید چه شده. ماجرا را می‌گوییم. گویی اولین بار است که نوزادی را دیده اند. می‌گویند که چقدر کوچک است و البته من در آن نیمه شب در توانم نیست که بگویم تمامی نوزادان بین دو و نیم و تا سه و نیم کیلو هستند و طبیعتا کوچک می‌شوند. خوب معلوم است که دختران دانشجو نمی‌دانند باید چه کار کنند. می‌گویند خب الان مشکل چیه. وقتی نگرانی مان از تب را می‌گوییم می‌پرسند با خودتان تب سنج آورده اید؟ اینجا قطب علمی درمان اطفال است و ما باید زیره به کرمان ببریم. زمان خوبی برای چالش نیست. خوشبختانه در ساک همراه نوزاد تب سنج هست اما دختر دانشجوی دستیاری نمی‌تواند به علت بی قراری نوزاد تبش را بسنجد خوب معلوم است که نمی‌خواهد این استیصالش را بفهمیم. مادر را حواله می‌دهد به اتاق شیردهی و می‌گوید پانزده دقیقه شیرش دهید تا بعد تبش را بسنجیم. اتاق شیردهی اتاقی است دو در یک. با دو سبد نگهداری طفل اما بدون صصندلی. به پرستار مستقر در سالن می‌گوییم که این اتاق صندلی ندارد. پرستار با لحنی معترض می‌گوید این همه صندلی در این سالن هست. بر روی یکی بنشینید. پس اتاق شیردهی به چه کار می‌آید؟ دیگر مجال ماندن نیست. باید از این قطب علمی فرار کرد. روایت سوم زمان: ساعتی بعد مکان: یک بیمارستان خصوصی در مرکز تهران فراری از قطب علمی به بیمارستان خصوصی پناه می‌بریم. اینجا چون خصوصی است اول پول نمی‌گیرند. تریاژ با نهایت احترام انجام می‌شود. مسئول تریاژ با پزشک فوق تخصص نوزادان کشیک در بخش مراقبت های ویژه نوزادان تماس می‌گیرد و ما را راهنمایی می‌کند به آن بخش. پزشک نوزاد را معاینه می‌کند و دستورات لازم را برای بهبودی نوزادمان بهمان می‌دهد. در زمان خروج از بیمارستان برای گرفتن فیش صندوق به مسئول تریاژ مراجعه می‌کنم. در مقابل چشمان گردشده ما او اعلام می‌کند که نیازی به پرداخت پول نیست. اینجا یک بیمارستان خصوصی است. علمای روانشناسی در پس تمامی تحقیقاتی که در مورد علل افسردگی که وزیر محترم بهداشت نگران بالارفتنش در جامعه ایرانی هستند، یک علت تامه را برشمرده اند؛ درماندگی. فرد به علل مختلف محیطی یا شناختی و نگرشی باید ابتدا درمانده شود تا به اختلال افسردگی دچار شود. آقای وزیر محترم که دوست دارند پاسخگوی عملکرد تمامی پزشکان و کادر درمانی باشند، آیا می‌دانند که در بیمارستان های تحت امرشان چه می‌گذرد؟ آیا می‌دانند که در طرح نظام جامع سلامت فقط به کمیت فکر کرده اند و به کیفیت و مهم تر از آن کرامت انسانی بیماران و همراهانشان فکر نکرده اند. آقای وزیر معنی پلاسیبو(دارونما) را به خوبی می‌دانند. چرا دارویی که عملکرد مهمی ندارد می‌تواند بیماری را بهبود ببخشد. چون از زمان حکیمان یونانی فهمیده اند که نیمی از درمان به وضعیت روان انسانها بستگی دارد. حالا جای این سئوال است که آقای وزیر در این سرزمین علل محیطی افسردگی فراوانند اما به عنوان وزیر بهداشت تاکنون حداقل برای بیمارستان های تحت امرشان چه کرده اند که حداقل درماندگی در آنجا صورت گیرد؟ آقای وزیر، به عنوان یک روان شناس هشدار می‌دهم که درماندگی در مراکز تحت امرتان بیداد می‌کند.مردم درمانده را دریابید.    *مهدی ملک محمد- روان‌شناس و مشاور آقای وزیر آیا سلامت روان مردم با حرف تضمین می‌شود؟



Parse error: in /home/alloveri/public_html/wp-content/themes/Saba-Music/index.php(79) : runtime-created function on line 1

Fatal error: Function name must be a string in /home/alloveri/public_html/wp-content/themes/Saba-Music/index.php on line 79