سراسر وب

مجله سرگرمی سراسر وب بررسی سریال Game of Thrones قسمت اول فصل هفتم

۷ مهر ۱۳۹۶

 

نخستین قسمت فصل هفتم، مانند اکثر افتتاحیه‌های بازی تاج و تخت روند کند و آهسته‌ای دارد تا زمینه را برای اپیزودهای طوفانی هفته‌های بعد آماده کند. البته آهسته بودن به معنی بد بودن نیست بلکه برعکس، شروع فصل هفتم همان چیزی بود که انتظار داشتیم. از غافلگیری‌های آریا گرفته تا بازگشت دنریس به قلعه اجدادی‌اش و همچنین دست و پنجه نرم کردن جان با خاندان‌های شمالی و نگرانی او برای جنگ بزرگ با وایت‌واکرها، همه نشان می‌دهند که چرا بازی تاج و تخت یک سریال منحصر به فرد و تکرارنشدنی است. در ادامه برای نقد و بررسی اپیزود «دراگون‌استون» از فصل هفتم سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت) همراه نمامگ باشید.
 

سازندگان این مجموعه یعنی دیوید بنیاف و دی.بی. وایس، پنج فصل اول سریال را با تکیه بر مجموعه کتاب‌های «نغمه آتش و یخ» نوشته جرج آر.آر مارتین ساختند و مثل هر اقتباس دیگری، با ایجاد تغییراتی در شخصیت‌ها و داستان، سعی کردند کتاب‌ها را  به بهترین نحو در صفحه تلویزیون به نمایش بگذارند. پس از گذشت پنج فصل، حتی بهترین طرفداران کتاب‌های مارتین هم نمی‌توانستند سرنوشت حقیقی شخصیت‌ها را حدس بزنند. در فصل ششم، جان و سانسا، شمال را از چنگال رمزی بولتون بیرون آوردند. آریا پس از گذراندن سختی‌های زیاد، همچون گرگی انتقام‌جو به وستروس بازگشت و در جنوب، سرسی در کمال خونسردی، همه دشمنان خود را یکجا از میان برداشت. بنابراین می‌توان گفت اکثر شخصیت‌های فصل ششم، در حال مبارزه برای پس گرفتن حقی بودند که از آن‌ها سلب شده بود. اکنون فصل هفتم از راه رسیده و همه چیز وارد مرحله تازه‌ای شده است.

 

از همان لحظه شروع «دراگون‌استون» و دیدن والدر فری پیر، مشخص بود که چیزی با عقل جور در نمی‌آید. چرا والدر فری این همه آدم را دور خود جمع کرده؟ مگر فصل قبل مرگ او را ندیدیم؟ آیا این یک فلش‌بک است؟ نه البته که هیچ یک از این موارد نیست. این شخص آریا استارک، فرزند همان مادری است که در عروسی سرخ، به دست خاندان فری کشته شد. او همان گرگ تنهایی است که مدت‌ها برای کشتن گوسفندانی مثل فری‌ها نقشه کشیده است. اینجا بود که موجه شدیم آریا، تنها به خط زدن نام والدر فری از لیستش اکتفا نکرده و می‌خواهد تمام این خاندان را به دست زمستان بسپارد. او در انتها به دختری که در کنارش ایستاده و نزدیک است از ترس سکته کند، می‌گوید: «وقتی مردم ازت پرسیدن چه اتفاقی افتاد، بهشون بگو شمال به یاد می‌‎یاره. بگو زمستون برای فری‌ها از راه رسید.»
 

واقعیت این است که خط داستانی آریا استارک به نقطه حساس و هیجان‌انگیزی رسیده و با توجه به اینکه سریال هیچ درنگی در حذف کردن شخصیت‌ها ندارد، آیا ممکن است داستان آریا در همین فصل به انتها برسد؟ این سوالی است که برای یافتن پاسخ آن باید مقداری صبر به خرج داد. به هرحال، فعلاً قرار نیست آریا را در شمال و در کنار خواهر و برادرش ببینیم زیرا او اکنون در مسیر جنوب قرار گرفته و کشتن سرسی تنها هدف مهمی است که در زندگی دنبال می‌کند.  زمانی که آریا به گروه کوچکی از سربازان لنیسر می‌رسد، مدتی با آن‌ها هم صحبت می‌شود و می‌گوید که قصد کشتن ملکه را دارد، همه به این حرف او می‌خندند. سربازان با خود می‌گویند یک دختر جوان می‌خواهد ملکه را بکشد؟ چه شوخی احمقانه‌ای!

 

گرچه آریا کاملا برای این کار مصمم است اما باید این را هم در نظر گرفت که کشتن سرسی اصلا به راحتی کاری که با والدر فری و خاندان او انجام داد، نیست. آریا مسیری طولانی را در چند فصل گذشته طی کرده و به عنوان یک قاتل خفن، خط داستانی بسیار جذابی دارد. به علاوه، هم‌صحبتی آریا و سربازان لنیستر از آن صحنه‌های غیرمتعارفی است که نمی‌توان مثل و مانندش را در بازی تاج و تخت یافت. حتی خواننده معروف یعنی اد شیران حضور کوتاهی در این قسمت دارد و آوازی را می‌خواند که آریا آن را نشنیده است. احتمالا انتظار داشتید این بخش تبدیل به کشتارگاه لنیسترها شود اما قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. آریا در ابتدا مردد است، در حالی که دستش را روی قبضه شمشیر نگه داشته، کنار آن‌ها می‌نشیند و سپس به سلاح‌ها نگاه می‌کند. او با خود فکر می‌کند که در صورت به هم ریختن اوضاع چگونه از پس این چند نفر بربیاید. در ادامه می‌فهمیم که او نیازی به استفاده از خشونت ندارد چراکه همه لنیسترها مشتی جنایت‌کار عوضی نیستند. این‌ها هم افرادی هستند که از خانه و خانواده ‌شان دور شده‌اند، حتی اولین فرزند یکی از آن‌ها به دنیا آمده و او امید دارد که یک دختر باشد چراکه پسرها در نهایت برای دیگران می‌جنگند ولی یک دختر در دوران پیری و از کار افتادگی از پدر خود مراقبت می‌کند. به طور کلی این بخش برای من بسیار جالب بود به این دلیل که بالاخره مقداری از انسانیت لنیسترها به نمایش گذاشته شد و این خودش یک نکته مثبت در دنیای خونین و بی‌رحم «نغمه آتش و یخ» محسوب می‌شود.

 

از طرفی جان را داریم که اکنون به عنوان پادشاه شمال باید به خیلی از مسائل رسیدگی کند. البته می‌دانیم که مقابله با شاه شب وایت‌واکرها، همیشه اولویت اصلی جان بوده و حالا که رمزی شکست خورده و شمال متحدتر از همیشه است، باید به فکر ساختن سلاح از شیشه اژدها باشد. او بر خلاف سانسا، به سرسی و خطری که برای آن‌ها دارد، چندان اهمیتی نمی‌دهد. او تهدید واقعی و مرگ را در هاردهوم لمس کرده و می‌داند که اگر دیوار فرو بریزد، جنگ میان انسان‌ها هیچ ارزشی نخواهد داشت. سانسا اما در بعضی مسائل با جان مخالفت می‌کند. او می‌خواهد جان باهوش‌تر از پدر و برادرش باشد و به این راحتی سر خود را به باد ندهد. سانسا دیگر آن دختر احساساتی و رویاپرداز فصل اول نیست. او اکنون شخصیت تکامل‌یافته‎تری دارد و به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند. او در این مدت آنقدر سختی کشیده و تجربه کسب کرده که دیگر در دام افرادی مانند لیتل‌فینگر نمی‌افتد. با وجود اختلاف نظری که بین جان و سانسا دیدیم، نیاز آن‌ها به یکدیگر بیشتر از هر زمانی حس می‌شود.
 

در سرزمین پادشاهی، سرسی بر روی نقشه وستروس قدم می‌زند و شرایط را بررسی می‌کند. او و جیمی به عنوان «آخرین لنیسترها» از همه طرف توسط دشمنانی که به خون آنان تشنه‌اند، احاطه شده‌اند و یک متحد قوی همان چیزی است که می‌تواند لنیسترها را از این مخمصه نجات دهد. این متحد کسی جز یورون گریجوی نیست. در نبود شخصیت‌های منزجرکننده‌ای مانند جافری و رمزی بولتون، سریال به شروری بدتر از آن دو نفر نیاز دارد و این سوال مطرح می‌شود که آیا یورون قادر است کاری کند که نبود رمزی را احساس نکنیم؟ هنوز چیز زیادی از میزان شرارت او ندیده‌ایم چراکه دقایق حضور یورون گریجوی بسیار کم بوده است و عملاٌ فرصتی برای پرداخت این شخصیت وجود نداشته.

 

در فصل قبل دیدیم که او پادشاه جزایر آهن و برادر خود را به قتل رساند و پس از آن اجازه نداد یارا به رهبر آیرون‌بورن‌ها تبدیل شود. یورون فرد جسور و خطرناکی است و نمی‌توان با قاطعیت گفت که چه نقشه‌ای در سر دارد. او سرزمین خود را محلی پر از صخره و مردمانی زشت می‌نامد اما این حقیقت را هم می‌گوید که صاحب بزرگ‌ترین ناوگان دریایی وستروس است. سرسی با بهره‌گیری از این قدرت دریایی آیرون‌بورن‌ها می‌تواند نیروهای دریایی دنریس را در هم بشکند و هنگامی که زمانش فرا رسید، دشمنان شمالی خود را سرکوب کند. یورون با وعده آوردن یک هدیه بسیار باارزش، دربار سرسی را ترک می‌کند، پس باید منتظر ماند و دید که اودقیقا چه منظوری از این حرف داشت. حتی بعید نیست که او یک اژدها را به عنوان تحفه تقدیم ملکه سرسی کند! یادتان باشد که در دنیای فانتزی «نغمه آتش و یخ» هر چیزی ممکن است.
 

یکی دیگر از بخش‌های این اپیزود مربوط به سندور کلیگن و برادران بدون پرچم است. آن‌ها در ادامه مسیر خود به کلبه‌ای می‌رسند که برای سگ‌شکاری بسیار آشنا است. سرنوشت باز هم او را به این مکان آورده و این بار او را با جسد پدر و دختری که در فصل چهارم مال و اموال آن‌ها را دزدیده بود، مواجه می‌کند. بااینکه سگ شکاری مطمئن بود با فرا رسیدن زمستان این پدر و دختر خواهند مرد اما عذاب وجدان او را رها نمی‌کند. سپس او در شعله‌های سوزان آتش می‌نگرد و بالاخره متوجه می‌شود که ارتشی از مردگان در راه هستند. او در ادامه با بریک دونداریون که بارها کشته شده و توسط خدای نور به زندگی بازگشته همراه می‌شود. شکی نیست که زنده ماندن دونداریون و آمدن او به شمال, بخشی از برنامه عظیم خدای نور است و منتظر هستیم که ببینیم چه زمانی مسیر برادران بدون پرچم و جان اسنو به هم می‌رسد.

 

دنریس هم در نهایت بازگشت دراماتیکی را به دراگون‌استون تجربه کرد و برای شروعی طوفانی آماده شد. او به همراه نیروها و سه اژدهای عظیمش، به خانه تارگرین‌ها رسید و در این لحظه دنی که پس از مدت‌ها به خانه خود بازگشته، شن‌های ساحل را با تمام وجودش حس می‌کند. آن‌ها با یک قلعه سوت و کور مواجه شدند و نشانی از خاندان باراتیون که دنی آن را پایین کشید و بدین ترتیب، یکی از آخرین آثار باقی‌مانده از گوزن‌های باراتیون محو شد. اکنون می‌دانیم که دراگون‌استون برای جان اهمیت بسیار زیادی دارد زیرا منبعی از شیشه اژدها است که می‌تواند کمک بسیار بزرگی در نبرد علیه وایت‌واکرها باشد.
 

قسمت اول فصل هفتم، توانست رکورد بیشترین تعداد بیننده یک سریال در شبکه HBO را بشکند و به نظر می‌رسد که با نزدیک شدن به بخش‌های پایانی سریال Game of Thrones ، اشتیاق و هیجان هواداران هم به بیشترین حد ممکن خواهد رسید و باید به این نکته اشاره کرد که در فصل جدید شخصیت‌های زنِ داستان، بسیار بیشتر از قبل تاثیرگذار خواهند بود. قسمت اول، در واقع مخاطب را با وضعیت کلی همه شخصیت‌های اصلی و اهداف آن‌ها آشنا می‌کند و از این جهت نمی‌توان به آن خرده گرفت. بهتر است عجله نکید زیرا بازی تاج و تخت تازه شروع شده و بدون شک اتفاقات شوکه‌کننده بسیاری در راه است!