سراسر وب

شوراها​ فرصتی برای انتقال نسلی قدرت

۶ بهمن ۱۳۹۵
سیده حمیده زرآبادی، نماینده اصلاح‌طلب قزوینروزنامه بهاربخش اعظمی از جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل می‌دهند، به‌طوری که جامعه ایران از جوان‌ترین جوامع امروز دنیاست. جوانان از جمله موثرترین و شاخص‌ترین گروه‌های اجتماعی ایران هستند که تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور ما، به‌نوعی به نگرش و نوع نگاه های آن‌ها منوط شده است. یکی از ویژگی‌های اساسی جوانان ایران، شوق و تمایل زایدالوصفی است که آن‌ها به رشد و توسعه و هرچه‌توانمندتر کردن ایران اسلامی از خود نشان می‌دهند. متاسفانه این شور و اشتیاق جایی برای بروز ندارد. تقریبا همه درها به روی آنان بسته است. در «دانشگاه» تنها جایی، میانسالان و کهنسالان اشغال نکرده‌اند. بهترین و خلاقانه‌ترین دوران زندگی جوانان، صرف حضور در دره‌های مختلف تحصیلی می‌شود. عطف به این مساله، مدیران کشور ما به تأسیس انواع مراکز آموزش عالی همانند دانشگاه‌های سراسری، آزاد و پیام نور، علمی‌کاربردی و… مبادرت کرده‌اند تا هم پاسخگوی اشتیاق جوانان امروز ایران برای علم‌آموزی و تاثیرگذاری در آینده کشور باشند و هم از این طریق این نیروی انباشته عظیم را مدیریت کنند.  سوال این است که آیا پاسخ و برنامه برای اینهمه شور و انرژی و استعداد، فقط به دانشگاه آمدن و اخذ مدرک تحصیلی است و بس؟ آیا دانشجو شدن و دانشجو فارغ‌التحصیل شدن، سرنوشت محتوم جوانان ایران است؟ آیا پرونده‌ توانمندی‌ها، استعدادها و خلاقیت‌های جوانان بایستی در دانشگاه‌های مختلف کشور از صنعتی‌شریف، امیرکبیر و علم‌و‌صنعت تا تهران، شهید بهشتی، قزوین، شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز و…، بسته شود و همچنان باید مدیران، مسئولان و برنامه‌ریزان، سال‌های سال در پشت میزهای‌شان بنشینند و پست‌ها را پس از هر انتخاباتی به یکدیگر واگذار کنند و دایره بسته مدیریت میان چند‌صد نفر محدود در این کشور به هر بهانه‌ای بچرخد و جوانان خلاق و مبتکر و صاحب دانشِ روز، همچنان از تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌های مدیران ناتوان و فرسوده پریشان باشند و سال‌ها چوب ندانم‌کاری این مدیران را بخورند؟ یکی از مهمترین عرصه‌های تجربه جوان‌گرایی ملموس، شوراها است. می‌توان با اعتماد به جوانان، شوراها را محملی برای حضور گسترده و موثر جوانان در جایگاه‌های کلان کرد. علاوه بر ضرورت جوان‌گرایی، با توجه به نقش مهم شوراها در توسعه و آبادانی شهر، پارلمان شهری باید جای کسانی باشد که فارغ از جایگاه صرفا سیاسی و ظرفیت‌های هنری و ورزشی کسب رای، بتوانند برای حوزه‌های مختلف زندگی و مدیریت شهری و پاسخگویی به مطالبات شهروندان طرح و برنامه داشته باشند. صریح‌تر اینکه، شورای شهر بیش از آنکه جایی برای عافیت بازنشستگان سیاسی، ورزشی و هنری باشد، جایگاه مدیران جوان، متخصص و دغدغه‌مندی است که با استفاده از دانش، مهارت و انرژی جوانی بتوانند از عهده مشکلات پیچیده  برآیند.  متاسفانه همه گروه‌های سیاسی، شعار جوان‌گرایی می‌دهند اما در واقعیت، جوانان جایی برای عرض اندام ندارند. بازنشسته‌ها و کهنسالان در همه عرصه‌ها، همه فرصت‌ها را در انحصار خود گرفتند و اجازه رشد و شکوفایی به جوانان نمی‌دهند. در نبود نیروی جوانی و عدم بهره‌برداری از جوانان،  امروز سیستم مدیریتی وامانده و درمانده است. در بسیاری از حوزه‌ها مدیر توانمند وجود ندارد، با وجود این، همچنان مدیران نالایق فعالیت خود را ادامه می‌دهند. متاسفانه به‌هیچ عنوان به  جوانان اعتماد نمی‌کنند. از جوانان رزومه‌هایی را انتظار دارند که ممکن نیست. آنان که باید به جوانان میدان داده‌اند، از آن‌ها برای کسب فرصت‌های مدیریتی، رزومه مدیریتی می‌خواهند. این نوع رفتار با جوانان، سیکل معیوب فرساینده‌ای است که دودش به چشم کشور و نظام خواهد رفت. ما چاره‌ای نداریم جز اینکه به جوان اعتماد کنیم. به گمان من در تمامی عرصه‌ها و به‌ویژه در نهادهایی چون شوراها، باید به جوانان فرصت حضور در میدان عمل و تجربه داده شود. اگر اکنون جوانان را وارد عرصه‌های تصمیم‌گیری نکنیم، فرداها بسیار دیر خواهد بود. اگر قرار است برای این همه کم‌کاری، ناتوانی و ناکارآمدی مدیران هزینه بدهیم که به طور هنگفت هم داده‌ایم، کاش به جای آن، به جوانان اعتماد کنیم. هزینه اعتماد به جوانان بسیار کمتر از هزینه ناتوانی کهنسالان است. اگر قرار است هزینه‌ای در حوزه مدیریت بدهیم باید صرف تجربه‌اندوزی، پختگی و کادر‌سازی جوانان باشد نه تحمل بی‌درایتی و ضعف بزرگسالان. اینکه مقدرات کشور به جوانان تحویل شود، امری محتوم است. مرگ سایه‌ای سنگین و لاجرم بر سر همه کسانی است که سال‌ها پس از بازنشستگی، به میزهای مدیریت چسبیده‌اند. اجل امر محتوم همه انسان‌ها است. باید برای اینکه کشور بماند و خوب بماند، طرحی برای انتقال قدرت و مدیریت به جوانان داشت. این مهم را باید احزاب سیاسی از خود شروع کنند. متاسفانه برخی از احزاب سال‌ها است، یک دبیرکل ثابت با شورای مرکزی ثابت دارند. میانگین مدیران ارشد بسیاری از ادارات و سازمان‌ها بالای پنجاه سال است. بی‌اعتنایی به جوانان ضربه هولناکی به کشور وارد خواهد کرد. باید تا دیر نشده، گامی موثر برای حضور جوانان در سطوح موثر مدیریتی ایجاد کرد. شوراها فرصت بزرگی در برابر ما است. می‌توان انتقال نسلی قدرت را از همین‌جا شروع کرد. شوراهای آینده بدون حضور چهره‌های نو و البته نواندیش و جوانان، همان شاهکاری از آب در خواهد آمد که چند دوره است، شاهد وجود مبارک آن بوده‌ایم. البته جوان بودن، شرط کافی کسب مناسب مدیریتی نیست، تخصص و تعهد شروط لازم آن است. نمی‌توان به صرف جوان بودن، مدیران باتجربه را کنار گذاشت و جوانان را جایگزین کرد اما پرسش مهم این است، آیا ما در کشور خودمان با اینهمه دانشگاه درجه یک و اساتید برجسته، جوان متخصص و نخبه نداریم که مسئولیت‌های کلان مدیریتی را بر عهده بگیرند؟ ایران سرزمین نبوغ است، این سرمایه عظیم را با بی‌اعتنایی، آتش نزنیم.